در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
با ولع و با جرعههای بزرگ نوشیدنی، به خصوص الکل، را سر کشیدن.
To drink something in large gulps, especially alcohol.
«او یک جرعه بزرگ از بطری آبش نوشید.»
“He took a big swig from his water bottle.”
«او آخرین باقیمانده آبمیوهاش را سر کشید.»
“She swigged the last of her juice.”
روزمره. خیلی شبیه به 'swig' است اما میتوان برای هر مایعی یا حتی غذا به کار برد، نه فقط الکل. مثال: 'او آبش را قورت داد' یا 'او آبجو را سر کشید' یا 'او ساندویچش را قورت داد'. 'Swig' معمولاً به معنی نوشیدن سریع و ناشیانه یک جرعه بزرگ است.
Common. Very similar to 'swig' but can be used for any liquid or even food, not just alcohol. 'He gulped down his water' works, 'She gulped beer' works, 'He gulped his sandwich' also works. 'Swig' usually implies a larger, less refined drink.
غیررسمی. نوشیدن مقدار زیادی مایع به سرعت، اغلب در یک حرکت مداوم، معمولاً در یک محیط رقابتی یا اجتماعی. 'او کل آبجو را سر کشید' مناسب است، اما 'او چایش را سر کشید' ممکن است کمی عجیب به نظر برسد مگر اینکه خیلی سریع و بدون لذت نوشیده شود.
Informal. To drink a large amount of liquid quickly, often in one continuous motion, typically in a competitive or social setting. 'He chugged the entire beer' works, but 'He chugged his tea' might sound a bit odd unless done quickly and without savoring.
یک جرعه بزرگ از نوشیدنی، به خصوص الکل.
A large gulp of liquid, especially alcohol.
«او یک جرعه از قمقمهاش به من تعارف کرد.»
“He offered me a swig from his flask.”
«او یک جرعه سریع نوشابه نوشید.»
“She took a quick swig of soda.”
روزمره. مقداری مایع که در یک نوبت قورت داده میشود. 'یک جرعه آب' بسیار رایج است، 'یک جرعه آبجو' نیز کاربرد دارد. 'Swig' به جرعهای بزرگتر، غیررسمیتر و اغلب الکلی اشاره دارد.
Common. A quantity of liquid swallowed at one time. 'A gulp of water' is very common, 'a gulp of beer' also works. 'Swig' implies a larger, more informal, and often alcoholic gulp.