swifter

swift·er/ˈswɪftər/
swiftfast, quick-ercomparative suffix
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): swiftersuperlative (عالی): swiftest

صفت — سریع‌تر

سریع‌ترتیزتر

سریع‌تر یا تندتر از چیز دیگر بودن.

More fast or quick than something else.

«چیتا سریع‌تر از شیر است.»

The cheetah is swifter than the lion.

«او تصمیمی سریع‌تر از قبل گرفت.»

She made a swifter decision than before.

تفاوت با واژه‌های مشابه
fasterسریع‌تر

رایج. مترادف مستقیم در بیشتر موارد.

Common. Direct synonym in most contexts.

quickerتیزتر

رایج. سریع‌تر را معنی می‌دهد، در بسیاری از موارد قابل جایگزینی است.

Common. Means more quick, interchangeable in many contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000