swift

/swɪft/
1adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): swiftersuperlative (عالی): swiftest

صفت — سریع

سریعچابکسراسر

سرعت بالا داشته یا به سرعت اتفاق افتاده

Happening or moving very quickly

«او تصمیم سریعی گرفت.»

He made a swift decision.

«رودخانه سریع قایق را به پایین برد.»

The swift river carried the boat downstream.

تفاوت با واژه‌های مشابه
fastسریع

بسیار رایج و غیررسمی. وقتی به سرعت اشاره می‌شود، معمولاً با swift قابل جایگزینی است، مثلاً «دونده سریع». ولی swift کمی رسمی‌تر یا ادبی‌تر است.

Very common and informal. Often interchangeable with 'swift' in everyday contexts when referring to speed, e.g., 'a fast runner'. However, 'swift' sounds a bit more formal or literary.

quickسریع

رایج و غیررسمی. بیشتر به مدت کوتاه یا زمان واکنش اشاره دارد. معمولاً به جای swift برای نشان دادن سرعت عمل استفاده می‌شود ولی برای سرعت مداوم کمتر کاربرد دارد.

Common and informal. Emphasizes short duration or reaction time. Interchangeable with 'swift' mostly in describing promptness. Not preferred for describing sustained speed.

متضادها
2noun (اسم)formalplural (جمع): swifts

اسم — چکاوک

چکاوک

گونه‌ای پرنده کوچک که بخاطر پرواز سریع و چابکش شناخته شده است

A small bird known for fast and agile flight

«چکاوها می‌توانند ساعت‌ها در هوا بمانند.»

Swifts can stay in the air for hours.

«ما یک چکاوک را در حال پرواز بالای سر دیدیم.»

We saw a swift flying overhead.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000