swung

/swʌŋ/
verb (فعل)commonpast (گذشته): swungpast participle (مفعولی): swung-ing (حال): swinging3rd (سوم): swings

فعل — تاب خوردن

تاب خوردننوسان کردن

زمان گذشته swing؛ حرکت رفت و برگشتی حول یک نقطه ثابت

past tense of swing; to move back and forth on a fixed point

«او روی تاب زمین بازی تاب خورد.»

He swung on the playground swing.

«در ناگهان باز شد.»

The door swung open suddenly.

تفاوت با واژه‌های مشابه
swayedنوسان کردن

رایج. حرکت مشابه اما sway حرکت ملایم‌تر، swing قوس بزرگتر است.

Common. Similar but sway is gentler movement; swing implies larger arc.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000