swot

/swɒt/
swotto study hard
verb (فعل)informalpast (گذشته): swottedpast participle (مفعولی): swotted-ing (حال): swotting3rd (سوم): swots

فعل — درس خواندن سخت

درس خواندن سختزحمت کشیدن برای مطالعه

به‌طور جدی مطالعه کردن، مخصوصاً برای امتحان.

To study hard, especially for exams.

«او تمام شب قبل از آزمون سخت درس خواند.»

She swotted all night before the test.

«فقط حفظ نکن؛ مطالب را بفهم.»

Don’t just swot; understand the material.

تفاوت با واژه‌های مشابه
cramفشرده درس خواندن

غیررسمی. به مطالعه فشرده در زمان کوتاه اشاره دارد؛ مشابه swot ولی سریع‌تر و کمتر کامل.

Informal. Means studying intensively in a short time; similar to swot but usually more hurried and less thorough.

studyمطالعه کردن

رایج. اصطلاح کلی برای یادگیری؛ با swot قابل تعویض اما swot تلاش شدیدتری دارد.

Common. General term for learning; interchangeable with swot but swot implies more intense effort.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000