tainting

tain·ting/ˈteɪn.tɪŋ/
verb (فعل)common

فعل — آلوده کردن

آلوده کردنکثیف کردن

صورت حال فعل taint به معنی آلوده یا فاسد کردن چیزی.

Present participle of 'taint': contaminating or corrupting something.

«ریزش مواد شیمیایی آب آشامیدنی را آلوده می‌کند.»

The chemical spill is tainting the water supply.

«شایعات باعث لکه‌دار شدن اعتبار او شده‌اند.»

Rumors are tainting his reputation.

تفاوت با واژه‌های مشابه
contaminatingآلوده کردن

متداول. معنای مشابه دارد، هم در فیزیکی و هم معنوی قابل استفاده است.

Common. Similar meaning, especially in physical or moral contexts, interchangeable in many cases.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000