purifying

pur·i·fy·ing/ˈpjʊrɪfaɪɪŋ/
pur-pureifymake or become
verb (فعل)commonpast (گذشته): purifiedpast participle (مفعولی): purified-ing (حال): purifying3rd (سوم): purifies

فعل — تطهیر کردن

تطهیر کردنپاکسازی

فرآیند حذف ناخالصی‌ها یا مواد ناخواسته برای تمیز یا خالص کردن چیزی.

The process of removing impurities or unwanted substances to make something clean or pure.

«آب قبل از نوشیدن تصفیه می‌شود.»

The water is purifying before drinking.

«گیاهان تصفیه‌کننده هوا کیفیت هوای داخل را بهبود می‌بخشند.»

Air purifying plants improve indoor air quality.

تفاوت با واژه‌های مشابه
cleaningتمیز کردن

رایج. اصطلاح کلی برای تمیز کردن، در بسیاری از موارد قابل تعویض است.

Common. General term, can be used interchangeably in many contexts involving cleaning.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000