take to task

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ˈteɪk tə ˈtæsk/
phrase (عبارت)formal

عبارت — بازخواست کردن

بازخواست کردن

کسی را بابت کاری که کرده سرزنش کردن.

To criticize or reprimand someone for something they did.

«ویراستار او را بابت اشتباه بازخواست کرد.»

“The editor took him to task for the error.”

«او بابت دیر رسیدن سرزنش شد.»

“She was taken to task for arriving late.”

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000