take the wheel

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ˈteɪk ðə ˈwil/
phrase (عبارت)common

عبارت — پشت فرمان نشستن

پشت فرمان نشستن

رانندگی یا کنترل یک وسیلهٔ نقلیه را به دست گرفتن.

To begin driving a vehicle or take control of it.

«تو پشت فرمان بنشین؛ من خسته‌ام.»

“You take the wheel; I'm tired.”

«او در ساعت آخر رانندگی را بر عهده گرفت.»

“She took the wheel for the last hour.”

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000