tanked

/tæŋkt/
verb (فعل)informalpast (گذشته): tankedpast participle (مفعولی): tanked-ing (حال): tanking3rd (سوم): tanks

فعل — شکست سخت خوردن

شکست سخت خوردنخیلی مست شدن

(عامیانه) به شدت شکست خوردن یا مست شدن زیاد؛ گذشته فعل tank.

(informal, past tense of 'tank') To fail badly or to become very drunk.

«تیم دیشب بازی را به سختی باخت.»

The team tanked the game last night.

«او بعد از نوشیدن زیاد خیلی مست شد.»

He tanked after drinking too much.

تفاوت با واژه‌های مشابه
failedشکست خورد

رایج. به معنای سخت شکست خوردن است؛ در زمینه شکست رسمی جایگزین tanked می‌شود اما برای نوشیدن الکل نیست.

Common. Refers to failing badly; can replace tanked in formal contexts about failure but not drinking.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000