tantrum

tan·trum/ˈtæntrəm/
1noun (اسم)commonplural (جمع): tantrums

اسم — جیغ و داد کودکانه

جیغ و داد کودکانهقشقرق

بروز ناگهانی و غیرقابل کنترل خشم و ناکامی، که معمولاً در کودکان خردسال دیده می‌شود.

An uncontrolled outburst of anger and frustration, typically in a young child.

«کودک وقتی اسباب‌بازی را نگرفت، قشقرق به پا کرد.»

The child threw a tantrum when he didn't get the toy.

«او در وسط سوپرمارکت یک جیغ و داد کامل کودکانه به راه انداخت.»

He had a full-blown tantrum in the middle of the supermarket.

تفاوت با واژه‌های مشابه
meltdownفروپاشی

روزمره/غیررسمی. یک فروپاشی عاطفی کامل، که اغلب شامل گریه، فریاد و از دست دادن کنترل است، به ویژه در کودکان یا افراد با حساسیت‌های حسی. می‌تواند شدیدتر از یک قشقرق معمولی باشد. 'کودک در فروشگاه فروپاشی روحی داشت.'

Common/Informal. A complete emotional collapse, often involving crying, screaming, and loss of control, especially in children or individuals with sensory sensitivities. Can be more intense than a typical tantrum. 'The child had a meltdown in the store.'

متضادها
2noun (اسم)informalplural (جمع): tantrums

اسم — رفتار کودکانه

رفتار کودکانهبروز خشم نابالغ

(مجازی) نمایش کج‌خلقی یا خشم کودکانه توسط یک فرد بزرگسال.

(Figurative) A display of childish annoyance or bad temper by an adult.

«وقتی تیمش مهلت مقرر را از دست داد، رئیس رفتار کودکانه از خود نشان داد.»

The boss had a tantrum when his team missed the deadline.

«او هر بار که به خواسته‌اش نمی‌رسد، یک قشقرق به راه می‌اندازد.»

He throws a tantrum every time he doesn't get his way.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000