tar

/tɑːr/
1noun (اسم)common

اسم — قیر

قیرآسفالت

ماده‌ای چسبنده و تاریک که از زغال یا چوب به دست می‌آید و برای آسفالت و عایق کردن استفاده می‌شود.

A dark sticky substance obtained from coal or wood, used especially for paving and waterproofing.

«باید جاده را با قیر تازه تعمیر کنیم.»

We need to repair the road with fresh tar.

«تنفس قیر می‌تواند برای سلامت مضر باشد.»

Tar can be harmful to health when inhaled.

تفاوت با واژه‌های مشابه
asphaltآسفالت

رایج. معمولا برای سطح جاده‌ها استفاده می‌شود؛ مرتبط اما دقیقا قیر نیست.

Common. Often used for road surfaces; related but not exactly the same as tar.

2verb (فعل)commonpast (گذشته): tarredpast participle (مفعولی): tarred-ing (حال): tarring3rd (سوم): tars

فعل — قیراندود کردن

قیراندود کردنروکش کردن با قیر

روکش یا پوشش دادن با قیر.

To coat or cover with tar.

«سقف چوبی را با قیر پوشاندند تا از باران محافظت شود.»

They tarred the wooden roof to protect it from rain.

«کارگران پیاده‌روی جدید را قیراندود می‌کنند.»

The workers are tarred the new sidewalk.

تفاوت با واژه‌های مشابه
coatروکش کردن

رایج. اصطلاح کلی برای پوشاندن سطح؛ قیر نوع خاصی از روکش است.

Common. General term for covering a surface; tar is a specific coating type.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000