tarring

tar·ring/ˈtɑːrɪŋ/
tara dark sticky substance used for waterproofing-inggerund or continuous action
noun (اسم)common

اسم — قیراندود کردن

قیراندود کردنآغشته کردن به قیر

فرآیند یا عمل پوشاندن سطح با قیر.

The process or act of applying tar to a surface.

«جاده پس از باران نیاز به قیراندود کردن داشت.»

The road required tarring after the rain.

«کارگران تمام روز سقف را قیراندود می‌کردند.»

Workers were tarring the roof all day.

تفاوت با واژه‌های مشابه
pavingآسفالت‌ریزی

رایج. مربوط به پوشاندن سطح‌ها با موادی مانند قیر و آسفالت.

Common. Related to covering surfaces with materials like tar and asphalt.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000