tarp

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/tɑːrp/
tarsticky black substancepaulincloth or covering
noun (اسم)commonplural (جمع): tarps

اسم — پوشش ضدآب

پوشش ضدآببرزنت

یک ورقه مقاوم و ضدآب برای پوشش یا محافظت

A strong waterproof sheet used for covering or protection

«آن‌ها هیزم را با برزنت پوشاندند.»

“They covered the firewood with a tarp.”

«برزنت چادر را از باران محافظت می‌کند.»

“A tarp protects the tent from rain.”

تفاوت با واژه‌های مشابه
tarpaulin— برزنت

متداول. شکل کامل tarp؛ قابل جایگزینی است.

Common. Full form of tarp; interchangeable.

canvas— بوم

متداول. پارچه مقاوم؛ ممکن است مشابه استفاده شود اما همیشه ضد آب نیست.

Common. Heavy-duty fabric; can be used similarly but not always waterproof.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000