در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
گیاهی گرمسیری که برای غده نشاستهای خوراکی آن کشت میشود.
A tropical plant grown for its edible starchy corm, used in cooking.
«ریشه تارو ماده رایج در غذاهای جزایر اقیانوس آرام است.»
“Taro root is a common ingredient in Pacific Island dishes.”
«او تارو را با شیر نارگیل پخت.»
“She cooked taro with coconut milk.”