tarmac

tar·mac/ˈtɑːr.mæk/
noun (اسم)common

اسم — تارمک

تارمکسطح آسفالت

سطحی آسفالت‌شده، مخصوصاً در فرودگاه‌ها که هواپیماها در آن پارک و حرکت می‌کنند.

A paved surface, especially at airports, where aircraft park and move.

«هواپیما به دلیل مه روی تارمک منتظر ماند.»

The plane waited on the tarmac due to fog.

«پس از باران، تارمک را تمیز کردند.»

They cleaned the tarmac after the rain.

تفاوت با واژه‌های مشابه
runwayباند فرودگاه

مربوط اما باند مخصوص بلند شدن و فرود است، تارمک منطقه بزرگتری را نشان می‌دهد.

Related but runway is specifically for takeoff/landing, tarmac is broader area.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000