در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
یک پارچه پنبهای نازک، خشک و با بافت باز، که معمولاً برای لباسهای تئاتر، لباس رقص، یا به عنوان مادهای برای سفت کردن لباس استفاده میشود.
A thin, stiff, open-weave cotton fabric, typically used for theatrical costumes, dance wear, or as a stiffening material.
«دامن بالرین از لایههای تارلاتان ساخته شده بود.»
“The ballerina's skirt was made of layers of tarlatan.”
«تارلاتان اغلب برای دادن شکل حجیم به لباسها استفاده میشود.»
“Tarlatan is often used to give costumes a voluminous shape.”
متداول. موسلین یک دسته گستردهتر از پارچه پنبهای با بافت ساده است که اغلب نرمتر و ظریفتر از تارلاتان است. کاملاً جایگزین یکدیگر نیستند؛ تارلاتان به طور خاص به خاطر خشکی و بافت بازش شناخته میشود، در حالی که موسلین میتواند متفاوت باشد. 'او برای آستر لباس از موسلین استفاده کرد' درست است، 'او برای آستر لباس از تارلاتان استفاده کرد' ممکن است خیلی خشک باشد.
Common. Muslin is a broader category of plain-weave cotton fabric, often less stiff and finer than tarlatan. They are not entirely interchangeable; tarlatan is specifically known for its stiffness and open weave, while muslin can vary. 'She used muslin for the dress lining' works, 'She used tarlatan for the dress lining' might be too stiff.