tatter

tat·ter/ˈtæt.ər/
1noun (اسم)commonplural (جمع): tatters

اسم — پارچه پاره

پارچه پارهنواره پارچه

یک تکه پارچه پاره یا نواری از لباس.

A torn piece or strip of cloth.

«پرچم پس از طوفان به صورت پاره آویزان بود.»

The flag hung in tatters after the storm.

«او لباس‌هایی پاره و مندرس پوشیده بود.»

He wore clothes in tatters.

تفاوت با واژه‌های مشابه
ragپارچه کهنه

متداول. معمولاً به پارچه قدیمی و کهنه اشاره دارد؛ 'tatter' بیشتر بر پاره بودن تاکید دارد.

Common. Usually refers to old, worn cloth; 'tatter' emphasizes the torn nature.

2verb (فعل)commonpast (گذشته): tatteredpast participle (مفعولی): tattered-ing (حال): tattering3rd (سوم): tatters

فعل — پاره کردن

پاره کردندریده شدن

پاره کردن به صورت تکه‌های کوچک یا ساییدگی شدید پارچه یا لباس.

To tear into tatters; to shred or wear out roughly.

«طوفان بادبان قدیمی را پاره کرد.»

The storm tattered the old sail.

«لباس‌هایش بعد از پیاده‌روی پاره شده بود.»

Her clothes were tattered after the hike.

تفاوت با واژه‌های مشابه
tearپاره کردن

متداول. فعل کلی برای پاره کردن؛ 'tatter' بر پاره کردن به نوارهای کوچک یا لبه‌های زبر تاکید می‌کند.

Common. General verb meaning to rip; 'tatter' emphasizes tearing into small strips or ragged ends.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000