tear to shreds
/tɛr tə ʃrɛdz/
1phrase (عبارت)common
عبارت — تکهتکه پاره کردن
تکهتکه پاره کردنریزریز کردن
چیزی را کاملاً به تکههای کوچک پاره کردن.
To rip something completely into many small pieces.
«سگ نامه را تکهتکه پاره کرد.»
“The dog tore the letter to shreds.”
«او عکس قدیمی را ریزریز کرد.»
“She tore the old photo to shreds.”
2phrase (عبارت)informal
عبارت — سخت کوبیدن
سخت کوبیدنشدیداً نقد کردن
کسی یا چیزی را بسیار شدید نقد، رد یا شکست دادن.
To criticize or defeat someone or something very severely.
«منتقدان فیلم را سخت کوبیدند.»
“Critics tore the film to shreds.”
«وکیل استدلال را شدیداً رد کرد.»
“The lawyer tore the argument to shreds.”