tean

/tiːn/
verb (فعل)archaicpast (گذشته): teanedpast participle (مفعولی): teaned-ing (حال): teaning3rd (سوم): teans

فعل — صاف کردن

صاف کردنتصویه کردن

تصویه کردن یا صاف کردن مایعات با استفاده از صافی یا پارچه (بیشتر محاوره‌ای یا قدیمی).

To strain or filter liquids through a sieve or cloth (chiefly dialectal or archaic).

«او قبل از سرو، آبگوشت را صاف کرد.»

She teaned the broth before serving.

«آب میوه را از طریق پارچه‌ای ریز صاف کردند.»

The juice was teaned through a fine cloth.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000