teammate
اسم — همتیمی
عضوی از یک تیم، همتیمی.
A fellow member of a team.
«او توپ را به همتیمیاش پاس داد.»
“He passed the ball to his teammate.”
«ما باید از همتیمیهایمان حمایت کنیم تا این مسابقه را ببریم.»
“We need to support our teammates to win this match.”
تفاوت با واژههای مشابه
روزمره. کلمهای رسمی برای کسی که با او در یک محیط حرفهای کار میکنید. 'Colleague' به یک رابطه حرفهای اشاره دارد، در حالی که 'teammate' بیشتر به بخشی از یک تلاش مشترک یا تیم ورزشی بودن مربوط میشود. میتوانید بگویید 'همکارم در پروژه به من کمک کرد'، اما اگر شما صراحتاً بخشی از یک تیم هستید، 'همتیمیام در پروژه به من کمک کرد' بهتر است.
Everyday. A formal word for someone you work with in a professional setting. 'Colleague' implies a professional relationship, while 'teammate' is more specific to being part of a shared effort or sports team. You can say 'My colleague helped me with the project,' but 'My teammate helped me with the project' works better if you are explicitly part of a team.
روزمره. میتواند در کسبوکار، ورزش یا سایر فعالیتهای مشترک استفاده شود. 'Partner' اغلب به سهم برابر یا یک جفت شدن مستقیم اشاره دارد، در حالی که 'teammate' بیشتر به مشارکت در یک تلاش گروهی بزرگتر مربوط میشود. 'شریک تنیس من' برای دو نفر که بازی میکنند، در مقابل 'همتیمیهای من' برای یک تیم ورزشی کامل.
Everyday. Can be used in business, sports, or other joint activities. 'Partner' often implies an equal share or a direct pairing, whereas 'teammate' is more about contributing to a larger group effort. 'My tennis partner' for two people playing, versus 'my teammates' for a whole sports team.