teared

/tɪərd/
verb (فعل)commonpast (گذشته): tearedpast participle (مفعولی): teared-ing (حال): tearing3rd (سوم): tears

فعل — پاره کرد

پاره کردکند

گذشته فعل tear؛ کشیدن و جدا کردن چیزی به زور.

Past tense of tear; to pull apart or rip.

«او کاغذ را پاره کرد.»

She teared the paper in half.

«او تصادفاً پیراهش را پاره کرد.»

He teared his shirt accidentally.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000