telemetric

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

tel·e·met·ric/ˌtɛlɪˈmɛtrɪk/
tele-at a distancemetrmeasure-icrelated to
adjective (صفت)technicalcomparative (تفضیلی): more telemetricsuperlative (عالی): most telemetric

صفت — تله‌متری

تله‌متریمربوط به سنجش از دور

مربوط به تله‌متری یا شامل آن، فرآیند ثبت و انتقال اندازه‌گیری‌های یک ابزار از راه دور.

Relating to or involving telemetry, the process of recording and transmitting the readings of an instrument.

«ماهواره داده‌های تله‌متری را از فضا ارسال کرد.»

The satellite sent back telemetric data from space.

«مهندس قرائت‌های تله‌متری را بررسی کرد.»

The engineer reviewed the telemetric readings.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000