tell tales

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ˌtɛl ˈteɪlz/
phrase (عبارت)informal

عبارت — خبرچینی کردن

خبرچینی کردنلو دادن

کار نادرستِ شخص دیگری را گزارش دادن، به‌ویژه به یک فرد مسئول.

To report someone else's wrongdoing, especially to an authority.

«دربارهٔ خواهرت خبرچینی نکن.»

“Do not tell tales about your sister.”

«بچه‌ها برای خبرچینی تنبیه شدند.»

“The children were punished for telling tales.”

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000