tenu(e)

te·nu/tɛˈnjuː/
adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): tenuersuperlative (عالی): tenuest

صفت — نازک

نازکباریکظریف

شانۀ باریک، ظریف یا نازک بودن چیزی.

Describing something thin, slender, or delicate.

«او یک لباس ظریف ابریشمی پوشیده بود.»

She wore a tenu dress made of silk.

«نخ نازک تقریباً پاره شد.»

The tenu thread almost broke.

تفاوت با واژه‌های مشابه
thinنازک

رایج. مترادف نزدیک برای توصیف اجسام یا مواد باریک.

Common. Close synonym used widely for describing slender objects or substances.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000