در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
به صورتی که نشاندهنده شک یا تردید باشد.
In a way that shows uncertainty or hesitation.
«او موقتا موافقت کرد در پروژه شرکت کند.»
“She tentatively agreed to join the project.”
«او با احتیاط و شک ظرف شکننده را لمس کرد.»
“He tentatively touched the fragile vase.”
روزیمره. وقتی تردید یا عدم تمایل است قابل جایگزینی است — مثلاً «او با تردید موافقت کرد» همانند «او موقتاً موافقت کرد» است.
Everyday. Interchangeable when emphasizing uncertainty or unwillingness — 'She hesitantly agreed' works similarly to 'tentatively agreed'.
رسمی. وقتی درباره ترتیبات موقتی یا مشروط صحبت میشود به کار میرود؛ بیشتر به معنای قطعی نبودن است تا تردید.
Formal. Used when referring to temporary or conditional arrangements, often official — less about hesitation, more about not finalizing yet.