tenuous

ten·u·ous/ˈtɛnjuəs/
tenu-thin, weak-ousfull of
adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): more tenuoussuperlative (عالی): most tenuous

صفت — سست

سستناچیزکم‌اهمیت

بسیار ضعیف یا کم‌اهمیت؛ بی‌اساس یا نامطمئن.

Very weak or slight; insubstantial or uncertain.

«ارتباط آن‌ها در بهترین حالت سست است.»

Their connection is tenuous at best.

«شواهد برای این ادعا بسیار ضعیف است.»

Evidence for the claim is tenuous.

تفاوت با واژه‌های مشابه
fragileشکننده

رایج. بر ظرافت یا آسیب‌پذیری تأکید دارد، مشابه tenuous در زمینه‌های انتزاعی.

Common. Emphasizes delicacy or vulnerability, similar to tenuous in abstract contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000