adjective (صفت)informalcomparative (تفضیلی): more tetchedsuperlative (عالی): most tetched
صفت — زودرنج
زودرنجزود رنج
زودرنج یا به آسانی ناراحت یا اذیتشده.
Irritable or easily annoyed; touchy.
«بعد از یک روز طولانی کاری او زودرنج بود.»
“He was tetched after a long day at work.”
«درباره چیزهای کوچک اینقدر زودرنج نباش.»
“Don’t be so tetched about small things.”
تفاوت با واژههای مشابه
irritable— زودرنج
رایج. معنی مشابه برای کسی که به آسانی اذیت میشود.
Common. Similar meaning describing someone easily annoyed.