the hard way

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ðə hɑrd weɪ/
phrase (عبارت)common

عبارت — به سختی

به سختیاز راه تجربهٔ تلخ

با تجربه کردن سختی، اشتباه یا پیامد ناخوشایند، نه با شنیدن نصیحت.

By experiencing difficulties, mistakes, or unpleasant consequences rather than being told.

«او از راه تجربهٔ تلخ یاد گرفت به غریبه‌ها اعتماد نکند.»

“He learned the hard way not to trust strangers.”

«ما به سختی فهمیدیم که جاده بسته است.»

“We found out the hard way that the road was closed.”

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000