در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
در آن زمان؛ در زمان مورد بحث.
At that time; at the time in question.
«زندگی آن وقت سادهتر بود.»
“Life was simpler then.”
«او آن زمان فقط یک کودک بود.»
“He was just a child then.”
سپس؛ بعد از آن.
Next; after that.
«اول غذا میخوریم، سپس میرویم.»
“First, we eat, then we go.”
«او کارش را تمام کرد و بعد به خانه رفت.»
“He finished his work and then went home.”
مربوط به آن زمان؛ اشاره به موقعیت یا وضعیتی در یک زمان خاص در گذشته.
Of that time; referring to a position or status at a particular past time.
«رئیسجمهور وقت سخنرانی کرد.»
“The then president gave a speech.”
«سردبیر وقت ما تصمیم نهایی را گرفت.»
“Our then editor made the final decision.”