thrive

/θraɪv/
verb (فعل)commonpast (گذشته): thrivedpast participle (مفعولی): thrived-ing (حال): thriving3rd (سوم): thrives

فعل — رشد کردن

رشد کردنپیشرفت کردنموفق شدن

به‌خوبی رشد کردن، پیشرفت کردن یا موفق شدن.

To grow, develop, or be successful vigorously.

«گیاهان در هوای گرم رشد می‌کنند.»

The plants thrive in warm weather.

«کسب‌وکارش امسال پیشرفت می‌کند.»

Her business is thriving this year.

تفاوت با واژه‌های مشابه
flourishشکوفا شدن

متداول. برای بیان رشد یا موفقیت سالم قابل جایگزینی.

Common. Interchangeable to express healthy growth or success.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000