در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
از یک سمت چیزی وارد شدن و از سمت دیگر خارج شدن؛ در طول یا از میان چیزی عبور کردن.
Moving in one side and out of the other side of an opening, channel, or location.
«ما از تونل عبور کردیم.»
“We drove through the tunnel.”
«مسیر از میان جنگل میگذرد.»
“The path leads through the forest.”
کاری را به اتمام رساندن یا مرحلهای از آن را طی کردن؛ تمام شده.
Having completed an activity or task; finished.
«هنوز تکالیفم تمام نشده است.»
“I'm not through with my homework yet.”
«وقتی کارت با تلفن تمام شد به من بگو.»
“Let me know when you're through with the phone.”
(درباره یک کار یا فرآیند) به پایان رسیده یا انجام شده.
(Of a task or process) completed.
«تیم ما بالاخره کار بزرگ را به پایان رسانده است.»
“Our team is finally through with the big assignment.”
«آیا گزارش تمام شده است؟»
“Is the report through?”