tizzy

tiz·zy/ˈtɪz.i/
noun (اسم)informal

اسم — به هم ریختگی

به هم ریختگیاضطراب

حالت هیجان عصبی یا سردرگمی.

A state of nervous excitement or confusion.

«قبل از امتحان مضطرب و سردرگم بود.»

She was in a tizzy before the exam.

«برای اشتباهات کوچک نگران و مضطرب نشو.»

Don't get into a tizzy over small mistakes.

تفاوت با واژه‌های مشابه
flusterسر در گمی

غیررسمی. اکثر مواقع قابل تعویض، هر دو به معنی سردرگمی عصبی هستند.

Informal. Often interchangeable; both describe nervous confusion.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000