to no avail
to no a·vail/tə noʊ əˈveɪl/
phrase (عبارت)formal
عبارت — بیفایده
بیفایدهبینتیجه
بدون اینکه به نتیجه یا موفقیتی برسد.
with no success or useful result
«دو بار به او زنگ زدم، اما بینتیجه بود.»
“I called her twice to no avail.”
«آنها تلاش کردند درستش کنند، ولی فایدهای نداشت.»
“They tried to fix it to no avail.”