topless

top·less/ˈtɒp.ləs/
topupper part or surface-lesswithout
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more toplesssuperlative (عالی): most topless

صفت — برهنه بالاتنه

برهنه بالاتنهبدون لباس روی قسمت بالا

بالا تنه پوشیده ندارد و معمولاً به معنای بدون لباس روی نیم‌تنه است.

Without covering on the upper part, especially lacking clothing on the upper body.

«او در ساحل بدون لباس بالاتنه رفت.»

She went topless at the beach.

«در باغ، سازه‌ای بدون سقف وجود داشت.»

The garden had a topless gazebo.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000