torrid

tor·rid/ˈtɒrɪd/
adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): torridersuperlative (عالی): torridest

صفت — سوزان

سوزانداغ و خشک

بسیار داغ و خشک، اغلب ناراحت‌کننده.

Very hot and dry, often uncomfortably so.

«کوهستان زیر آفتاب سوزان تمام روز بود.»

The desert was under torrid sun all day.

«آنها هوای بسیار گرم را در هنگام پیاده‌روی تحمل کردند.»

They endured torrid weather during their hike.

تفاوت با واژه‌های مشابه
scorchingسوزان

غیررسمی. از torrid شدیدتر است، معمولا برای گرمای بسیار زیاد.

Informal. More intense than 'torrid', usually referring to extreme heat.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000