toughing

tough·ing/ˈtʌfɪŋ/
toughstrong or durable-ingpresent participle
verb (فعل)technicalpast (گذشته): toughedpast participle (مفعولی): toughed-ing (حال): toughing3rd (سوم): toughs

فعل — سخت شدن

سخت شدنسخت‌تر کردن

حال استمراری فعل toughen؛ یعنی سخت یا مقاوم شدن یا ساختن.

Present participle of 'toughen', meaning making or becoming tougher.

«فلز از طریق حرارت سخت‌تر می‌شود.»

The metal is toughing through heat treatment.

«آن‌ها ماده را برای مقاومت بهتر سخت می‌کنند.»

They are toughing the material for better durability.

تفاوت با واژه‌های مشابه
strengtheningتقویت کردن

رایج؛ وقتی به معنای قوی‌تر کردن به کار می‌رود مشترک است.

Common; can overlap when meaning to make stronger.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000