اسم — ردپا
نشانهها یا مسیرهایی که توسط چیزی در حال حرکت روی سطح باقی میماند.
Marks or paths left by something moving across a surface.
«ما ردپاهای حیوانات را در جنگل دنبال کردیم.»
“We followed animal tracks in the forest.”
«قطار روی ریلها حرکت میکند.»
“The train runs on tracks.”
تفاوت با واژههای مشابه
رایج. معنای مشابه اما اغلب مسیرهای طبیعی بیرونی، در برخی زمینهها قابل تعویض است.
Common. Similar meaning but usually natural outdoor paths, interchangeable in some contexts.
رایج. اصطلاح کلی برای راه یا مسیر، در برخی موارد جایگزین track میشود.
Common. General term for course or way, can replace 'track' in some contexts.
متضادها
فعل — پیگیری کردن
پیگیری یا ثبت حرکت یا پیشرفت چیزی یا کسی.
To follow or record the movement or progress of something or someone.
«این برنامه گامهای روزانه شما را پیگیری میکند.»
“The app tracks your daily steps.”
«دانشمندان الگوهای مهاجرت حیوانات را ردیابی میکنند.»
“Scientists track animal migration patterns.”
تفاوت با واژههای مشابه
خیلی رایج. اغلب قابل تعویض، ولی track روند پیگیری سیستماتیک را میرساند.
Very common. Often interchangeable, though 'track' implies systematic monitoring.
رسمی. تمرکز بر مشاهده دقیق، اغلب نه دنبال کردن فیزیکی، کمتر قابل تعویض.
Formal. Focuses on careful observation, often not physical following, less interchangeable.