tradeoff

trade·off/ˈtreɪdˌɔːf/
tradeexchangeoffremoval or balance
noun (اسم)commonplural (جمع): tradeoffs

اسم — موازنه

موازنهتعویض منافع

وضعیتی که در آن یک چیز را فدای چیز دیگر می‌کنید.

A situation in which you give up one thing in return for another.

«همیشه یک موازنه بین هزینه و کیفیت وجود دارد.»

There is always a tradeoff between cost and quality.

«انتخاب سرعت به معنای فداکاری دقت است.»

Choosing speed means a tradeoff with accuracy.

تفاوت با واژه‌های مشابه
compromiseسازش

رایج. توافق یا توازنی بین عوامل متضاد، مشابه tradeoff.

Common. A deal or balance between conflicting factors similar to tradeoff.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000