در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
فردی که از نظر عاطفی و روانی خود را متعلق به جنسیتی میداند که مخالف با جنسیت تعیین شده هنگام تولدش است.
A person who emotionally and psychologically identifies as belonging to the sex opposite to that assigned at birth.
«او به عنوان یک زن ترنسکشوال آشکارا زندگی میکرد.»
“She lived openly as a transsexual woman.”
«این کلینیک از افراد ترنسکشوال حمایت میکند.»
“The clinic offers support for transsexual individuals.”
مربوط به افراد ترنسکشوال یا ترنسکشوالیتی.
Relating to transsexual people or transsexuality.
«او عمل جراحی تغییر جنسیت را انجام داد.»
“He underwent transsexual surgery.”
«مسائل ترنسکشوال اغلب به اشتباه درک میشوند.»
“Transsexual issues are often misunderstood.”