treat oneself

treat one·self/triːt wʌnˈsɛlf/
phrase (عبارت)common

عبارت — به خود رسیدگی کردن

به خود رسیدگی کردنخود را مهمان کردنبه خود حال دادن

به خود چیزی لذت‌بخش به عنوان پاداش یا تفریح دادن یا انجام دادن.

To do or give something enjoyable to oneself as a reward or indulgence.

«بعد از یک هفته طولانی، او تصمیم گرفت به خودش یک روز آبگرم هدیه دهد.»

After a long week, she decided to treat herself to a spa day.

«او به خودش یک تکه کیک داد.»

He treated himself to a slice of cake.

تفاوت با واژه‌های مشابه
indulgeافراط کردن

رایج. اغلب قابل تعویض هستند، اما 'indulge' می تواند به معنای زیاده روی یا تسلیم شدن به خواسته باشد، در حالی که 'treat oneself' معمولاً مثبت و معتدل است. 'او در یک خرید افراطی افراط کرد' ممکن است منفی تلقی شود، 'او به خودش یک لباس جدید هدیه داد' مثبت است.

Common. Often interchangeable, but 'indulge' can imply going too far or giving in to desire, while 'treat oneself' is usually positive and moderate. 'She indulged in a shopping spree' might be seen negatively, 'She treated herself to a new dress' is positive.

spoilناز پروردن

غیررسمی. می‌تواند مشابه باشد، اما 'spoil' اغلب به پویایی والد-فرزندی یا نازپروردگی بیش از حد که منجر به ویژگی‌های شخصیتی منفی می‌شود، اشاره دارد. 'او نوه‌هایش را ناز پرورد' درست است، 'او به خودش بستنی داد' برای پاداش به خود مناسب‌تر است.

Informal. Can be similar, but 'spoil' often implies a parent-child dynamic or excessive pampering leading to negative character traits. 'She spoils her grandchildren' works, 'He treated himself to ice cream' is more appropriate for self-reward.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000