اسم — ادای احترام
کاری، گفتهای، یا هدیهای که برای ابراز قدردانی، احترام یا ستایش انجام میشود.
An act, statement, or gift that is intended to show gratitude, respect, or admiration.
«هنرمندان زیادی به موسیقیدان فقید ادای احترام کردند.»
“Many artists paid tributes to the late musician.”
«موزه چندین بزرگداشت برای قهرمانان محلی به نمایش گذاشت.»
“The museum displayed several tributes to the local heroes.”
تفاوت با واژههای مشابه
رسمی/ادبی. اغلب برای احترام عمیق و عمومی به یک شخص یا ایده مهم به کار میرود. 'ادای احترام به یک استاد' درست است، اما 'ادای احترام به یک دوست' معمولاً نه.
Formal/literary. Often used for deep respect shown publicly to an important person or idea. 'Pay homage to a master' works, 'pay homage to a friend' usually doesn't.
متضادها
اسم — باج
پرداختی که به صورت دورهای توسط یک دولت یا حاکم به دیگری انجام میشود، به ویژه در گذشته به عنوان نشانهای از وابستگی.
A payment made periodically by one state or ruler to another, especially formerly as a sign of dependence.
«مردم شکستخورده مجبور بودند به امپراتوری باج بپردازند.»
“The conquered people had to pay tributes to the empire.”
«اسناد تاریخی نشان میدهد که باجهای منظمی برای پادشاه ارسال میشد.»
“Historical records show regular tributes were sent to the king.”
تفاوت با واژههای مشابه
رسمی/فنی. مالیات یا عوارضی که توسط دولت یا مقامی وضع میشود. 'مالیات وضع کردن' درست است، اما 'خراجه وضع کردن' در بافتهای مدرن چندان مناسب نیست.
Formal/technical. A tax or fee imposed by a government or authority. 'Levy a tax' works, 'levy a tribute' doesn't quite fit for modern contexts.