trouser

trou·ser/ˈtraʊzər/
1noun (اسم)commonplural (جمع): trousers

اسم — شلوار

شلوار

لباسی که بدن را از کمر تا مچ پا می‌پوشاند، با قسمتی جداگانه برای هر پا؛ جمع آن 'trousers' است. (در انگلیسی بریتانیایی معمولاً به یک لباس منفرد اشاره دارد)

An outer garment covering the body from the waist to the ankles, with a separate part for each leg; plural 'trousers'. (Used in British English, typically referring to a single garment)

«او بهترین شلوار خاکستری‌اش را برای مصاحبه پوشید.»

He put on his best grey trousers for the interview.

«او نیاز داشت یک شلوار جدید برای کار بخرد.»

She needed to buy a new pair of trousers for work.

تفاوت با واژه‌های مشابه
pantsشلوار

روزمره/انگلیسی آمریکایی. این اصطلاح استاندارد در انگلیسی آمریکایی برای همین لباس است. در انگلیسی بریتانیایی، 'pants' به لباس زیر اشاره دارد. 'به یک شلوار جدید نیاز دارم' (آمریکا) در مقابل 'به یک شلوار جدید نیاز دارم' (بریتانیا).

Everyday/American English. This is the standard term in American English for the same garment. In British English, 'pants' refers to underwear. 'I need a new pair of pants' (US) vs. 'I need a new pair of trousers' (UK).

2verb (فعل)informalpast (گذشته): trouseredpast participle (مفعولی): trousered-ing (حال): trousering3rd (سوم): trousers

فعل — به جیب زدن

به جیب زدناختلاس کردن

پول را برداشتن، خصوصاً به طور نامشروع؛ به جیب زدن.

To take money, especially dishonestly; to pocket.

«مدیر در حال به جیب زدن پول از صندوق دستگیر شد.»

The manager was caught trousering money from the till.

«او توانست در طول سال‌ها مبلغ قابل توجهی را به جیب بزند.»

He managed to trouser a significant sum over the years.

تفاوت با واژه‌های مشابه
pocketبه جیب زدن

غیررسمی. چیزی، مخصوصاً پول، را برای خود برداشتن، اغلب مخفیانه یا ناصادقانه. از نظر معنی و کاربرد در این زمینه بسیار شبیه 'trouser' است. 'او انعام را به جیب زد' درست است. 'او پول را به جیب زد' نیز درست است.

Informal. To take something, especially money, for oneself, often secretly or dishonestly. Very similar in meaning and usage to 'trouser' in this context. 'He pocketed the tip' works. 'He trousered the money' works.

embezzleاختلاس کردن

رسمی/حقوقی. به طور غیرقانونی پولی را که مسئول مراقبت از آن بوده‌اید، برداشتن. 'اختلاس کردن' به جرمی مالی جدی‌تر و اغلب در مقیاس بزرگ‌تر اشاره دارد که معمولاً توسط یک کارمند انجام می‌شود. 'او از شرکت اختلاس کرد' درست است. 'او چند پوند را به جیب زد' به عملی کوچک‌تر و غیررسمی‌تر از دزدی اشاره دارد.

Formal/Legal. To illegally take money that you have been trusted to look after. 'Embezzle' implies a more serious, often large-scale, financial crime, usually by an employee. 'He embezzled funds from the company' works. 'He trousered a few pounds' implies a smaller, more casual act of dishonesty.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000