tumid

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

tu·mid/ˈtjuːmɪd/
adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): tumidersuperlative (عالی): tumidest

صفت — متورم

متورمپف کردهپرآب‌وتاب

متورم یا بزرگ شده، اغلب به دلیل مایعات؛ همچنین به معنی پرآب و تاب یا شکوه‌نمایی در سبک بیان.

Swollen or enlarged, often by fluid; also, pompous or inflated in style

«سخنرانی پرآب‌وتاب او شنوندگان را آزرد.»

Her tumid speech annoyed the audience.

«تومور باعث تورم متورم روی بازوی او شد.»

The tumor caused a tumid swelling on his arm.

تفاوت با واژه‌های مشابه
swollenمتورم

رایج. بزرگ‌شدگی فیزیکی معمولاً به دلیل آسیب یا بیماری.

Common. Physical enlargement, often due to injury or illness.

pompousمتکبر

رسمی، برای زبان یا سبکی که پرآب‌وتاب است به کار می‌رود.

Formal, used for language or style that is inflated.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000