turn to

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/tɜrn tuː/
turnto change direction or focustotoward
phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — مراجعه کردن

مراجعه کردنرو آوردن

برای دریافت کمک، مشورت یا حمایت به کسی یا چیزی مراجعه کردن.

To seek help, advice, or support from someone or something.

«وقتی مشکل دارد، همیشه به خانواده‌اش مراجعه می‌کند.»

When in trouble, she always turns to her family.

«اگر به مشورت نیاز داشتی می‌توانی به من مراجعه کنی.»

You can turn to me if you need advice.

تفاوت با واژه‌های مشابه
resortمراجعه کردن

رسمی. وقتی برای کمک در موقعیت‌های جدی صحبت می‌شود به جای turn to استفاده می‌شود.

Formal. Can be used interchangeably with 'turn to' when talking about seeking help, especially in serious contexts. E.g. 'She resorted to her teacher for advice.'

appealتمنا کردن

رسمی. هنگام درخواست کمک معمولاً احساسی یا فوری استفاده می‌شود.

Formal. Used when seeking assistance often in an emotional or urgent way. Not interchangeable for neutral uses. E.g. 'He appealed to the manager.'

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000