resort

re·sort/rɪˈzɔːrt/
1noun (اسم)commonplural (جمع): resorts

اسم — تفرجگاه

تفرجگاهمرکز تفریحی

مکانی که مردم برای تعطیلات یا استراحت به آن می‌روند، اغلب با امکانات تفریحی.

A place where people go for vacation or relaxation, often with recreational facilities.

«ما در یک تفرجگاه ساحلی اقامت داشتیم.»

We stayed at a beach resort.

«تفرجگاه فعالیت‌های زیادی دارد.»

The resort offers many activities.

تفاوت با واژه‌های مشابه
retreatمکان خلوت

رایج. به مکان آرام برای استراحت اشاره دارد؛ مشابه است اما resort اغلب بزرگ‌تر و تجاری‌تر است.

Common. Suggests a quiet place for relaxation; similar but resort is often larger and more commercial.

2verb (فعل)commonpast (گذشته): resortedpast participle (مفعولی): resorted-ing (حال): resorting3rd (سوم): resorts

فعل — متوسل شدن

متوسل شدنروی آوردن

روی آوردن به یا اتخاذ راهکار یا اقدام، مخصوصاً گزینه‌ای دشوار یا آخرین، به عنوان گزینه نهایی.

To turn to or adopt a strategy or course of action, especially a difficult one, as a final option.

«وقتی مذاکرات شکست خورد، آن‌ها به خشونت متوسل شدند.»

They resorted to violence when negotiations failed.

«اگر همه چیز شکست خورد، به درخواست کمک متوسل شو.»

If all else fails, resort to calling for help.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000