tush

/tʊʃ/
noun (اسم)informalplural (جمع): tushes

اسم — باسن

باسنشکم به پشت

قسمت پشت یا باسن بدن انسان یا حیوان.

A buttock or the rear end of a person or animal.

«او افتاد و روی باسنش نشست.»

He fell and landed on his tush.

«کودک لیز خورد و به باسنش خورد.»

The baby slipped and hit his tush.

تفاوت با واژه‌های مشابه
buttockباسن

رایج. در موقعیت‌های غیررسمی به عنوان جایگزین باسن استفاده می‌شود.

Common. Interchangeable when referring to the rear part of the body in informal contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000