buttock

but·tock/ˈbʌtək/
noun (اسم)commonplural (جمع): buttocks

اسم — باسن

باسنکپل

هر یک از دو برآمدگی گوشتی در قسمت پایینی پشت تنه انسان، که قسمت عقبی لگن را تشکیل می‌دهند.

Either of the two fleshy protuberances on the lower posterior part of the human trunk, forming the rear part of the hip.

«او در باسن چپ خود درد شدیدی احساس کرد.»

She felt a sharp pain in her left buttock.

«کودک روی باسنش نشست تا از تپه سر بخورد.»

The child sat on his buttock to slide down the hill.

تفاوت با واژه‌های مشابه
gluteusگلوتئوس

فنی. «گلوتئوس» (یا عضلات سرین) به طور خاص به عضلات باسن اشاره دارد و در بافت‌های پزشکی یا آناتومیک استفاده می‌شود. «باسن» اصطلاح رایج و روزمره برای بخش گوشتی خارجی است. ممکن است در باشگاه بشنوید «عضلات سرین خود را تقویت کنید»، اما در مکالمه عمومی «او روی باسنش افتاد».

Technical. 'Gluteus' (or gluteal muscles) refers specifically to the muscles of the buttock, used in medical or anatomical contexts. 'Buttock' is the common, everyday term for the external fleshy part. You might hear 'strengthen your glutes' in a gym, but 'He fell on his buttock' in general conversation.

rumpکفل

غیررسمی/عامیانه، همچنین برای حیوانات استفاده می‌شود. «رامپ» اغلب به صورت غیررسمی برای باسن انسان، یا رایج‌تر برای کفل حیوان استفاده می‌شود. گاهی اوقات ممکن است بار معنایی کمی کمتر مودبانه از 'باسن' داشته باشد. «یک تکه کباب ران گاو» رایج است؛ «او روی کفلش افتاد» برای انسان غیررسمی است.

Informal/colloquial, also used for animals. 'Rump' is often used informally for the human buttock, or more commonly, for the hindquarters of an animal. It can sometimes carry a slightly less polite connotation than 'buttock'. 'A roast rump of beef' is common; 'He landed on his rump' for a person is informal.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000