buttling

butt·ling/ˈbʌt.lɪŋ/
verb (فعل)archaicpast (گذشته): buttledpast participle (مفعولی): buttled-ing (حال): buttling3rd (سوم): buttles

فعل — کمال‌گرایی بی‌فایده

کمال‌گرایی بی‌فایدهکارهای بی‌اهمیت

خود را مشغول کارهای کم‌اهمیت یا بیش از حد کمک کردن کردن.

To busy oneself with unimportant tasks; to be officiously helpful.

«او صبح تا ظهر مشغول کارهای بی‌اهمیت در خانه بود.»

She was buttling around the house all morning.

«دست از کارهای بی‌اهمیت بردار و روی وظیفه اصلی‌ات تمرکز کن.»

Stop buttling and focus on your main task.

تفاوت با واژه‌های مشابه
fussشلوغ کردن

غیررسمی. به فعالیت بی‌فایده یا بیش از حد اشاره دارد، گاهی جایگزین است.

Informal. Refers to unnecessary or excessive activity, sometimes interchangeable.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000