tussle

tus·sle/ˈtʌsəl/
1noun (اسم)commonplural (جمع): tussles

اسم — درگیری

درگیریکش‌مکشدعوا

یک دعوا یا درگیری کوتاه و گیج‌کننده، معمولاً فیزیکی.

A short, confused fight or struggle, often physical.

«بر سر آخرین تکه کیک درگیری شد.»

There was a tussle over the last piece of cake.

«بازیکنان روی زمین کش‌مکش داشتند.»

The players had a tussle on the field.

تفاوت با واژه‌های مشابه
scuffleدرگیری کوچک

محاوره‌ای. دعوای کوچک، بسیار شبیه tussle.

Informal. A minor fight, very similar in meaning to tussle.

2verb (فعل)commonpast (گذشته): tussledpast participle (مفعولی): tussled-ing (حال): tussling3rd (سوم): tussles

فعل — مبارزه کردن

مبارزه کردندرگیر شدن

برای لحظاتی کوتاه فیزیکی مبارزه کردن یا کشمکش داشتن.

To fight or struggle physically, often briefly.

«دو پسر برای اسباب‌بازی کشمکش کردند.»

The two boys tussled over the toy.

«آن‌ها برای مدتی کوتاه شلوغ کردند تا دوستان جداشان کردند.»

They tussled briefly before friends separated them.

تفاوت با واژه‌های مشابه
wrestleکشتی گرفتن

رایج. مبارزه یا کشتی گرفتن فیزیکی، اغلب در ورزش یا بازی.

Common. Physically grappling or fighting, often in sport or play. Can replace tussle in some contexts.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000